اشک تو !
یا عشق ![]()
.....
میای سمت من
میام طرفت
میشنی روبروم
دستمو میذارم زیر چونم و میشم سراپا گوش واسه اون دو تا چشم پر از حرفت !
چیزی نمیگی ، فقط ....
نصف نگاهت پر میشه از اشک
یه قطره سُر میخوره رو گونَت و ...
میخوام بگیرمش ... میخوام آرومش کنم ...
دستمو میارم سمت صورتت ... سر انگشتمو میذارم رو گونه ی تو ....
ولی ...
ولی فقط غبار از آینه پاک میشه ...
اشکِ تو راهِ خودشو میره !
... ![]()
دل نوشته های من ... ردپای خیال های یک ذهن ، پر از رویای آرامش !!!